به روشنی بگویم، جمیع اعضای شورای مرکزی را نسبت به خودم اصلح و تمامی اعضای دفاتر دانشگاهی را نسبت به خودم اعلم می دانم. ولیکن رسالت حضور در شورا، رشته ای بر گردنم افکنده که نمی توانم نسبت به امروز و فردای مجموعه، بی اعتنا باشم . سخنانم(هر چند به زعم عده ای خطا باشد) نه از روی بغض و کینه، که از سر دلسوزی و عاقبت اندیشی است . هرگز به دنبال انشعاب و انشقاق در ساختار اتحادیه و دفاتر نیستم، اما یگانه راه حفظ اتحاد را سکوت و خموشی نمی دانم . کلام منطقی، نقد منصفانه و عمل خردمندانه را بیرون از تفکرات طیفی و دسته ای ، خلا امروز و نیاز فردای اتحادیه می دانم . واقعیت امروز را ترکیب دوطیف اصفهان و خراسان در ساختمان تشکیلاتی اتحادیه می بینم و می دانم، اما حقیقت اتحادیه را مجموعه دفاتری می دانم که در دل دانشگاه ها ، کماکان سنگرهای انقلاب و ولایتند.